بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئين رهروان 227
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
است كه خداى تعالى فرمود « أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ » و آن بالاتر از مكاشفه درجه اول و دوم است . زيرا مشاهده در درجهء اول و دوم آنست كه از بقاياى رسوم اثرى در وجود عارف نمانده و حجابات به كلى از ميان برود و عارف وجود حق را محيط بر ممكنات و موجودات ببيند ، و انوار غيبى و آثار عينى را مشاهده نمايد ولى مكاشفه درجه دوم و درجه اول با بقاى رسوم و شهود آثار خلقيه و شهود تعينات رسميه است در حق و هرگاه عارف رجوع كرد از مقام جمع بر شهود آثار امكانى گاهى بسبب توجه بخلق از حق محجوب گرديده و در تلون مىافتد تا آنگاه كه در شهود جمع ، متمكن شود كه در اين مرتبه ، شهود آثار امكانى از قلب سالك رخت برمىبندد و مولوى مىفرمايد : هركه را جان از هوسها گشت پاك * زود بيند قصر و ايوان سماك اى برادر تو نبينى قصر او * زانكه در چشم دلت رستست مو چشم دل از موى علت پاك كن * تا ببينى قصر فيض من لدن چون محمد پاك بد زان نار و دود * هركجا رو كرد وجه اللّه بود بعد باب معاينه است و مراد از معاينه بينش قلبى است كه تعبير از آن با ادراك بصيرت مىشود كه منور با نور هدايت حقانيه است و آن نور عقل است كه از آميزش قوه وهميه خالص شده باشد و معاينه بصيرت آنست كه اشياء را با صفت واقعى آن در نفس الامر بشناسد نه از روى كشف و اين معرفت عين اليقينى است و در اين حال ترديد و شك از دل سالك مشاهد رخت بربندد ، و با نور بصيرت حقايق اشيا را ادراك نمايد و اين معاينهايست كه بسبب دلايل صحيحه عقلى و نقلى حاصل مىشود كه اسناد آن باسناد صحيح و نقل صريح به حضرت نبوى باشد ، هله خيزيد كه تا خويش ز خود دور كنيم * نفسى در نظر خوشنمكان شور كنيم وهم رنجور همىدارد رهجويان را * ما خود او را به يكى عربده رنجور كنيم كيميا آمد و غمها همه شادىها شد * ما چو سايه پس ازين خدمت آن نور كنيم معاينه درجه سوم آنست كه با ديده روح به حضرت حق نگرد ، و بسبب آن بفناء در حضرت ذات احديت جذب شود آنگاه به ( حيات ) برسد و آن چند قسم است :